خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
مقدمهء كتاب 13
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )
امير شاه « از صحرا نمك مىآورده و مىفروخته و از آن معاش مىگذرانيده » « 1 » . ولى ديرى نگذشت كه مشايخ نقشبندى صاحب نقشى شدند در كارهاى جهانى . عزت و حرمت يافتند . و صاحب دستگاه شدند . خواجه عبيد اللّه احرار متنفذترين مشايخ نقشبندى در عصر تيمورى ، « كوكبهء فقرش » « نوبت شاهنشهى » مىزد « 2 » . با آنكه همين خواجه عبيد اللّه در آغاز سخت درويش و بىچيز بود « 3 » ، سپس چنان ثروتى فراهم آورد كه « مال و منال و ضياع و عقار و گله و رمه و مواشى و اسباب و املاك حضرت ايشان از حد و اندازه افزون بود » « 4 » . مريدش فخر الدين على كاشفى مىگويد : « در كرت دوم كه راقم اين سطور بشرف آستانبوسى حضرت ايشان مشرف شد ، از بعضى سركارداران ايشان مىشنيد كه مزرعههاى آن حضرت از هزار و سيصد در گذشته است . و در آن اوقات مشاهده افتاد كه چندين مزرعهء ديگر خريده شد » « 5 » . و جامى در حق او گفته است : هزارش مزرعه در زير كشت است * كه زاد رفتن راه بهشت است « 6 » ! فقط ماليات و عشر مزارع سمرقندش به « هشتاد هزار هزار من غله به سنگ سمرقند » مىرسيده است « 7 » . و البته مريدانش اين همه را از كرامات او مىپنداشتند چه او در آغاز جوانى - در 29 سالگى - با شركت كسى فقط توانسته بود « يك زوج از عوامل « 8 » روان » كند ، و « بعد از آن حضرت حق سبحانه در زراعت ايشان
--> ( 1 ) - رشحات / 48 . ( 2 ) - زد بجهان نوبت شاهنشهى * كوكبهء فقر عبيد اللهى ( تحفة الاحرار ؛ هفت اورنگ / 384 ) ( 3 ) - رشحات / 245 - 227 ( 4 ) - ايضا / 328 . ( 5 ) - ايضا / 228 . ( 6 ) - يوسف و زليخا ( كانپور 1296 ق ) / 19 . ( 7 ) - رشحات / 228 . ( 8 ) - عوامل از اصطلاحات زراعى عصر تيمورى است هم بمعنى دو گاوى است كه شخم مىكنند ، و هم مقدار زمينى است كه مىتوان بوسيلهء يك جفت گاو شخم زد ( براى تفصيل رك : كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول : پطروشفسكى ، ترجمهء كشاورز . تهران 1344 . ج 1 ص 247 ) .